تبليغاتX
A Place To Remember

A Place To Remember

Welcome To My Loneliness

در میان هر سیب دانه محدودیست

در دل هر دانه سیب ها نامحدود

چیستانیست عجیب

دانه باشیم نه سیب .

 

+نوشته شده در دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت10:27 PMتوسط سارا | |

یادش بخیر!!

چه جای خوبی داشتم و یادم رفته بود!

عید رفتیم کاشان.شونصد تا عکس گرفتم که چندتاشو گلچین کردم و  می خواستم بگذارم

اما عکسها خیلی بزرگن.باید ادیت بشن و فعلا وقتش نیست!

راستی یه چیز دیگه!:

زندگی زیباست 

+نوشته شده در پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت9:55 AMتوسط سارا | |

 
Hit the floor
BY
Linkin Park
 

 
There are just too many times that people have tried to look inside of me
Wondering what I think of you when I protect you out of courtesy
Too many times that I’ve held on when I needed to push away
Afraid to say what was on my mind afraid to say what I need to say
Too many things that you said about me when I’m not around
You think having the upper hand means you gotta keep putting me down
But I’ve had too many standoffs with you it’s about as much as I can stand
So I’m waiting until the upper hand is mine

(One minute you're on top)
The next you're not
Watch it drop
(Making your heart stop)
Just before you hit the floor
(One minute you're on top)
The next you're not
Missed your shot
(Making your heart stop)
You think you won

And then its all gone

So many people like me put so much trust in all your lies
So concerned with what you think to just say what we feel inside
So many people like me walk on eggshells all day long
All I know is that all I want is to feel like I’m not stepped on
There are so many things you say that make me feel you crossed the line
What goes up will surely fall and I’m counting down the time
Cause I’ve had so many standoffs with you it’s about as much as I can stand
So I’m waiting until the upper hand is mine

I know I’ll never trust a single thing you say
You knew your lies would divide us but you lied anyway
And all the lies have got you floating up above us all
But what goes up has got to fall

(One minute you're on top)
Next you're not watch you drop
(Making your heart stop)
Just before you hit the floor
(One minute you're on top)
Next you're not missed a shot
(Making you're heart stop)
You think you've won
(And then it's all gone)
 
It's soooooo real
love you LP

+نوشته شده در سه شنبه 13 اسفند1387ساعت11:29 PMتوسط سارا | |

 

من نمی دانم که چرا می گویند:
اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست.
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست!
گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دازد؟
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید ...

 


+نوشته شده در دوشنبه 12 اسفند1387ساعت11:42 PMتوسط سارا | |

    دلم مي خواد برم مسافرت

    تنهاي تنها

    يه جايي مثل اينجا

    يا اينجا

    فقط قدم بزنم و همه جا رو خوب خوب خوب نگاه كنم

    ديگه دودي نباشه كه بخاطرش دائم سرفه كنم.كسي نباشه كه بخوام به خاطر نگاه ناجورش سرمو بندازم پايين و تند رد بشم.

    فقط من باشم و گوشيم و آهنگهاي  Linkin Parkو Breaking Benjamin و البته موسيقي بي كلام سنتور !

    قدم بزنم و راحت بشم از اين زندگي ماشيني

    يه زندگي روتين كه هر چقدر هم بهش هيجان اضافه كني باز هم  كسالت آوره

    صبح دانشگاه،عصر خونه، خواب ،يه نيمچه نگاه به كتابا وكامپوتر و  بازم خواب!

    صبح باز دانشگاه و ...

    بازم خوبه زبان خوندن هست كه با ذوقش زندگي كنم مگرنه چي ميشد !

    و اينكه وقتي از كلاس ميايي بيرون حس كني _به قول خواهرم_   Fresh شدي (چه خارجي)

    فقط توي اون كلاساس كه كسالت آور بودن زندگي يادم ميره

     

    هي روزگاااااااااااااااااااااار

    دلم مسافرت مي خواد

    يعني ميشه؟

+نوشته شده در جمعه 9 اسفند1387ساعت1:57 AMتوسط سارا | |

 

 

الو ... الو ... سلام

 

کسی اونجا نیست ؟؟؟

 

مگه اونجا خونه ی خدا نیست ؟

 

پس چرا کسی جواب نمیده ؟

 

یهو یه صدای مهربون بگوش كودك نواخته شد! مثل صدای یه فرشته ...

 

- بله با کی کار داری کوچولو ؟

 

خدا هست ؟ باهاش قرار داشتم، قول داده امشب جوابمو بده

 

- بگو من میشنوم

 

کودک متعجب پرسید : مگه تو خدایی ؟ من با خود خدا کار دارم ...

 

- هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم

 

صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره ؟؟؟

 

- فرشته ساکت بود. بعد از مکثی نه چندان طولانی گفت نه خدا خیلی دوستت داره. مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟

 

بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست و بر روی گونه اش غلطید و با همان بغض گفت : اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما ...

 

بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت شكسته شد :

 

ندایی صدایش در گوش و جان كودك طنین انداز شد : بگو زیبا بگو. هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو ...

 

دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد و گفت : خدا جون خدای مهربون، خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا ... چرا ؟ ولی این مخالف با تقدیره. چرا دوست نداری بزرگ بشی؟

 

آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم، ده تا دوستت دارم. اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟ نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟ نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟ مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن. مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم. مگه ما با هم دوست نیستیم؟ پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟ مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد ؟!

 

خدا پس از تمام شدن گریه های کودک : آدم ، محبوب ترین مخلوق من ، چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه ، کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت. کاش همه مثل تو مرا برای خودم و نه برای خودخواهی شان میخواستند. دنیا خیلی برای تو کوچک است ... بیا تا برای همیشه کوچک بمانی و هرگز بزرگ نشوی ...

 

و کودک کنار گوشی تلفن، درحالی که لبخندی شیرین بر لب داشت در آغوش خدا به خوابی عمیق و شگفت انگیز فرو رفته بود ...

 

+نوشته شده در سه شنبه 6 اسفند1387ساعت8:51 PMتوسط سارا | |

 

خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان، اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود.

+نوشته شده در دوشنبه 21 بهمن1387ساعت5:58 PMتوسط سارا | |

این پست یه جور شروع دوباره س برای بلاگم

بعد از تموم شدن و مهم تر از اون به خیر گذشتن غول امتحانا و مرور این واقعیت که معادلات پاس شد! (آخه یه جور موفقیت بزرگه! امتحانشو افتضاح دادم) حالا تصمیم گرفتم بنویسم

 

+نوشته شده در دوشنبه 21 بهمن1387ساعت5:50 PMتوسط سارا | |

 

!GOD Is About To Help

 

+نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن1387ساعت8:46 PMتوسط سارا | |

 

GOD

HELP ME

 

+نوشته شده در یکشنبه 29 دی1387ساعت10:51 PMتوسط سارا | |

 

 

خدایا این امتحانا رو ختم به خیر کن !!

 

+نوشته شده در جمعه 27 دی1387ساعت7:23 PMتوسط سارا | |

Read Within Your Heart

The Earth Song

What about sunrise
What about rain
What about all the things
That you said we were to gain

What about killing fields
Is there a time
What about all the things
That you said was yours and mine

Did you ever stop to notice
All the blood we've shed before
Did you ever stop to notice
This crying Earth this weeping shores?
 
 
 
What have we done to the world
Look what we've done
What about all the peace
That you pledge your only son

What about flowering fields
Is there a time
What about all the dreams
That you said was yours and mine

Did you ever stop to notice
All the children dead from war
Did you ever stop to notice
This crying Earth this weeping shores
 
I used to dream
I used to glance beyond the stars
Now I don't know where we are
Although I know we've drifted far
 
Hey, what about yesterday
What about the seas
The heavens are falling down
I can't even breathe,

What about everthing
I have given you
What about nature's worth
It's our planet's womb,

What about animals
We've turned kingdoms to dust
What about elephants
Have we lost their trust,

What about crying whales
We're ravaging the seas
What about forest trails
Burnt despite our pleas,

What about the holy land
Torn apart by creed
What about the common man
Can't we set him free,

What about children dying
Can't you hear them cry
Where did we go wrong
Someone tell me why,

What about baby boy
What about the days
What about all their joy
What about the men,

What about the crying man
What about Abraham
What about death again
Do we give a damn

+نوشته شده در پنجشنبه 26 دی1387ساعت11:56 PMتوسط سارا | |

 

I watch how the moon sits in the sky in the dark night
Shining with the light from the sun
and the sun doesn't give light to the moon assuming
The moon's gonna owe it one

Oh God
?Can you even Imagine it's just a lyrics



A Place For My Head Lyrics
BY Linkin Park

Put it separately cos i really really love this part

 

میبینم که ماه چگونه در شب تاریک در آسمان فرود می آید.

درخشنده از نور خورشید!

و خورشید پرمدعا روشنی اش را به ماه نخواهد داد

ماه بدهکارخواهد بود!

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه 26 دی1387ساعت1:14 PMتوسط سارا | |

 

از کران تا به کران لشکر ظلم است

ولی

از ازل تا به ابد فرصت درویشان است

 

+نوشته شده در چهارشنبه 25 دی1387ساعت11:53 PMتوسط سارا | |

 

What a Nice Beautiful Sky

 

 

DOWN WITH ISRAEL

 

 

+نوشته شده در یکشنبه 22 دی1387ساعت2:33 AMتوسط سارا | |

واقعا مسخره نیست که چندین موجود دوپا به چندین موجود دوپای دیگه حمله می کنن.و بعد چندین موجود دوپای دیگه میرن و به چندین موجود دوپایی که چندین موجود دوپا بهشون حمله کرده کمک میکنن؟

مگه همشون دوپا نیستن؟!پس چی از جون هم می خوان؟

واقعا مسخره نیست که توی دنیای به این بزرگی وقتی خدا لطف کرده و فقط یه نقطه اونم یه نقطه خیلی خیلی کوچولو رو بین تمام کشف شده ها و کشف نشده هاش به ما داده اینجوری از بین ببریم؟

 

چه خوب گفت انوشه که سران کشورها بهتره یه نگاهی از اون بالاها به زمین بندازن تا ببینن چقدر پستند.

(یکی از عکسهایی که مدت ها دنبالش بودم)

(واقعا ما توی این دنیای به این بزرگی چی هستیم؟)

 

و باز هم مسخره نیست که در سال ۲۰۰۹ که سال نجوم اسم گرفته این جنایت ها اتفاق می یفته و ما عاشقای آسمون تو خونمون نشستیم و هیچ کاری نمی کنیم؟

 

چقدر خوبه که آسمون این مرزهای زمینی رو نداره.اگه داشت باید سر مرز آسمون  هم می جنگیدیم!

+نوشته شده در پنجشنبه 19 دی1387ساعت10:1 PMتوسط سارا | |

 The words i repeat every day

 

Incomplete BY

BackStreetBoys

 

Empty spaces fill me up with holes
Distant faces with no place left to go
Without you, within me I can find no rest
Where I'm going is anybody's guess

I tried to go on like I never knew you
I'm awake but my world is half asleep
I pray for this heart to be unbroken
But without you all I'm going to be is, incomplete

Voices tell me I should carry on
But I am swimming in an ocean all alone
Baby, my baby
It's written on your face
You still wonder if we made a big mistake

I don't mean to drag it on
But I can't seem to let you go

I don't wanna make you face this world alone
I won't let you go


I try to go on like I never knew you
I'm awake but my world is half asleep
I pray for this heart to be unbroken
But without you what I'm going to be is, incomplete


...Incomplete


 

+نوشته شده در سه شنبه 17 دی1387ساعت10:42 PMتوسط سارا | |

یه مطلب قشنگ از وبلاگ یه آشنا!

گاهی

 دلم میگیرد

برای روزهای رفته از کف

روزهایی دوست داشتنی

که عمر یکروزه شان

در بغض ندیدن طلوع روز بعد میگذرد

و

عمر صد ساله مان را

در حسرت طلوع دوباره شان

به باد میدهیم ...

 

ما گذشته پرستیم  ... باور کن !

+نوشته شده در سه شنبه 17 دی1387ساعت2:32 PMتوسط سارا | |

 

Until The End

BY 

 Breaking Benjamin

 

So clever, whatever, I'm done with these endeavors
Alone I'll walk the winding way (here I stay)
It's over, no longer, I feel it growing stronger
I live to die another day, until I fade away

Why give up? Why give in?
It's not enough, it never is
So I will go on until the end
We've become, desolate
It's not enough, it never is
But I will go on until the end

Surround me, it's easy, to fall apart completely
I feel you creeping up again (In my Head)
It's over, no longer, I feel it growing colder
I knew this day would come to end, so let this life begin


I've lost my way
But I will go on until the end

Why give up? Why give in?
It's not enough, it never is
So I will go on until the end
We've become, desolate
It's not enough, it never is
But I will go on until the end

The final fight I win

 

It Is Really A Great Song

+نوشته شده در شنبه 14 دی1387ساعت6:44 PMتوسط سارا | |

 

به مناسبت سال نجوم روزنامه جام جم ویژه نامه ی این هفته ش رو به این موضوع اختصاص داده.و در همون صفحه اول مقاله ای نوشته که از نظر من نجوم رو در یک پاراگراف تعریف می کنه.

اما قبل از اینکه شروع به تایپ این پاراگراف کنم باید اعترافی بکنم:

من با وجود تمام مطالبی که تا به حال در مورد نجوم خوندم بعد از خوندن این مطلب مثل همیشه ـو شاید خیلی بیشتر!ـ دلم لرزید و از اینکه این افتخار و این شانس رو داشتم که بتونم با این علم آشنا بشم خدا رو شکر کردم.

بعد از تموم شدن مقاله دیگه نتونستم به خوندن ادامه بدم و به دلم! و ذهنم استراحت دادم تا باز هم لذت ناشی از کشف این زیبایی رو تجریه کنم.حقیقتی عظیم که مقاله به خوبی بهش اشاره کرده.

امیدوارم هر کسی این مطلب رو می خونه همون حسی رو پیدا کنه که من بعد از خوندن مقاله پیدا کردم

" می دانید اگر خورشید ما -که قطرش معادل ۱۰۹ برابر قطر زمین است-را به همراه همه فاصله های موجود در جهان کوچک کنیم تا قطر آن اندازه ای در حد یک پرتقال پیدا کند و آن را در کنار میدان آزادی بگذارید نزدیک ترین ستاره به ما در آسمان در کجای زمین قرار خواهد گرفت؟شاید باورکردنی نباشد اما آن ستاره که تنها کمتر از ۴ سال نوری با ما فاصله دارد نارنگی کوچکی خواهد شد که در کناره رودخانه ی تایمز لندن جای دارد.

اگر از این وسعت شگفت زده نشده اید به یاد بیاورید که در کهکشان ما حدود ۱۰۰ میلیارد ستاره وجود دارد و برای آنکه بدانید این تعداد خورشید یعنی چه به یاد آورید که تنها برای شمارش پیاپی عدد ۱ تا ۱ میلیارد بدون آن که غذایی بخورید حرفی بزنید یا آبی بنوشید حدود ۶۰ سال زمان لازم است! -اگه باور ندارید می توانید امتحان کنید!-

و باز هم اگر به شگفت درنیامده اید بد نیست بدانید همه این ستاره ها تنها در کهکشان راه شیری است که یکی از میلیاردها کهکشان شناخته شده عالم است و باز هم اگر می خواهید بر شگفتی تان افزوده شود بد نیست بدانید تمام آنچه ما از عالممان میبینیم و می توانیم ببینم تنها ۱۰ درصد آن را شکل داده و بقیه آن ماده و انرژی تاریک است. "

دوستان حالتون چطوره؟

شاید تمام این مطالب رو به صورت جسته گریخته می دونستیم اما قشنگی این مقاله به این بود که تمام این مطالب رو در یک پاراگراف جا داده.

نجوم یعنی زندگی

موفق باشید

+نوشته شده در جمعه 13 دی1387ساعت1:37 AMتوسط سارا | |

ازخدا پرسيدم خدايا چه چيزی تو را ناراحت ميکند خدا گفت : هر وقت بنده اي با من سخن ميگويد چنان به حرفهاي او گوش ميدهم که گويی به جز او بنده ديگری ندارم ولی او چنان سخن می گويد که انگار من خدای همه هستم الا او

+نوشته شده در پنجشنبه 12 دی1387ساعت0:14 AMتوسط سارا | |

قطره؛ دلش دریا می خواست

خیلی وقت بود كه به خدا خواسته اش رو گفته بود

هر بار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهیست طولانی، راهی از رنج و عشق و صبوری، هر قطره را لیاقت دریا نیست!

قطره عبور كرد و گذشت

قطره پشت سر گذاشت

قطره ایستاد و منجمد شد

قطره روان شد و راه افتاد

قطره از دست داد و به آسمان رفت


و قطره؛ هر بار چیری از رنج و عشق و صبوری آموخت


تا روزی كه خدا به او گفت : امروز روز توست، روز دریا شدن!

خدا قطره را به دریا رساند

قطره طعم دریا را چشید

طعم دریا شدن را


اما؛ روزی دیگر قطره به خدا گفت: از دریا بزرگ تر هم هست؟

خدا گفت : هست!

قطره گفت : پس من آن را می خواهم

بزرگ ترین را، و بی نهایت را !


پس خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت : اینجا بی نهایت است!

و آدم عاشق بود، دنبال كلمه ای می گشت تا عشق را درون آن بریزد

اما هیچ كلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت

آدم همه ی عشقش را درون یك قطره ریخت

قطره از قلب عاشق عبور كرد!

و وقتی كه قطره از چشم عاشق چكید. خدا گفت :

حالا تو بی نهایتی، زیرا كه عكس من در اشــك عــاشق است!

+نوشته شده در چهارشنبه 11 دی1387ساعت6:59 PMتوسط سارا | |

 

 

A Place I really wanna be at 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 11 دی1387ساعت12:12 PMتوسط سارا | |

 

بذار آدما بدونن

میشه بیهوده نپوسید

میشه خورشید شد و تابید

میشه آسمونو بوسید

 

+نوشته شده در یکشنبه 8 دی1387ساعت2:18 AMتوسط سارا | |

I think i really fell in love with Linkin Park

I love their lyrics.Love their Songs.Love their Music completely

Will put Their Lyrics Here as soon as possible

 

+نوشته شده در چهارشنبه 4 دی1387ساعت12:22 PMتوسط سارا | |

 

خداي خوب من

تمام ظلم ها رو تحمل مي كنم چون به قيامتت اعتقاد دارم

اميدوارم عدالتت شامل حال من هم بشه.روي زمين كه عدلي نديدم

+نوشته شده در شنبه 30 آذر1387ساعت12:39 PMتوسط سارا | |

 A song i really love

The music is great ,The lyrics is Fantastic

Heard it on radio the 1st time and 2 weeks ago i found it finally

 I think i'm gonna fell it love with LP songs

=-=-=-=-=-=-=-=

In The End Lyrics
 BY Linkin Park

It starts with
One thing, I don't know why
it doesn't even matter how hard you try
keep that in mind i designed this rhyme
to explain in due time


all i know
Time is a valuable thing
watch it fly by as the pendulum swings
watch it count down to the end of the day
the clock ticks life away


it's so unreal
Didn't look out below
watch the time go right out the window trying to hold on, but didn't even know
wasted it all just to watch you go
I kept everything inside and even though i tried, it all fell apart
what it meant to me, will eventually be a memory of a time when

I tried so hard
And got so far
But in the end
It doesn't even matter
I had to fall
and lose it all
but in the end
it doesn't even matter

One thing i don't know why
Doesn't even matter how hard you try
keep that in mind i designed this rhyme
to remind myself how
i tried so hard


In spite of the way you were mocking me
acting like i was part of your property
remembering all the times you fought with me
I'm surprised it got so far

Things aren't the way they were before
you wouldn't even recognize me anymore
not that you knew me back then
but it all comes back to me
in the end


You kept everything inside and even thought i tried
it all fell apart
what it meant to me will eventually be
a memory of a time when I
I put my trust in you
Pushed as far as I can go
For all this
there's only one thing you should know

 

+نوشته شده در چهارشنبه 27 آذر1387ساعت3:34 PMتوسط سارا | |

This is the 1st good pic of The Moon taken in the balcony

On 19 Nov 2007

+نوشته شده در شنبه 23 آذر1387ساعت10:25 PMتوسط سارا | |

 

  

+نوشته شده در دوشنبه 18 آذر1387ساعت11:47 PMتوسط سارا | |

 

صبح وقتی از خونه رفتم بیرون کلی حرف داشتم و می خواستم اینجا بنویسم.

اما نمی دونم چرا الان هیچی تو ذهنم نیست.شاید چون ۱ ساعت کامل قدم زدم و با خودم حرف زدم و دیگه چیزی نمونده که اینجا بنویسم.

 چقدر حرف بود

خدا...

ولی دیگه هیچی نیست...

+نوشته شده در یکشنبه 17 آذر1387ساعت11:29 PMتوسط سارا | |